صادق آئينه وند
95
ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )
كميت شعر را برگزيده بود . و اين خود آغاز دورهاى بود كه ادب سياسى يا متعهّد ، با كميت پس از مدتى كوتاه پا به عرصهى حيات مىنهاد . امويان شعر را از تعهّد به ابتذال برده و صحنههاى نقشآفرينى اجتماعى را از آن بازستانده بودند . سياست مطلوب آنها شعر را در موضوعات تفنّنى و تغزّل بىمحتوا - كه نه پيامى داشت و نه رسالتى - سخت مهار كرده بود . مقايسهاى بين اشعار حسّان بن ثابت و هنده با اشعار اخطل و جرير شاهدى است بر صحّت اين ادعا . اينجاست كه نقطهى شروعى در ادب پيدا مىشود ، و مسائلى بىسابقه از پيش ، در مجموعهاى به نام « هاشميّات » با كميت پا به صحنه مىگذارد . حكومت اموى به محض آنكه از نشر هاشميّات آگاه شد ، به سرعت و شدّت تمام به جمعآورى و مقابله با آن پرداخت ، و اصمعى يكى از وابستگان دستگاه خود را مأمور اين كار كرد . نيز براى خنثى كردن اثر اجتماعى هاشميات و بدنام كردن شخصيّت شاعر ، دست به پراكندن اراجيف و اباطيل زد ، باشد كه تا با آن بتواند از رشد و آگاهى مردم جلوگيرى كند و هم پيامآوران آزادى و عدالت را بدنام جلوه دهد . انعكاس هاشميات تا آن اندازه گسترده و فراگير شد كه حتّى در عصر عبّاسيان ، اديب نامدار و لغوى شهيد شيعى « ابن سكّيت » ، جان بر سر حفظ آن نهاد . چه او يك بار ديگر هاشميّات سانسورشدهى دستگاه حاكم را كامل كرد و به اصل برگرداند و آنچه را اصمعى حذف كرده بود دوباره در متن اشعار جاى داد . بعدها با زمينهسازىهاى قبلى و در ظاهر به جرم صراحت لهجه ، در حضور خليفه ، ابن سكيّت را شهيد كردند . آرى همانگونه كه كميت در هاشميات گفته بود ، 14 عشقى در دل نهان داشت كه ، جداى از تمام عشقهاى معمول روزگار ، نه با ماهرويان كار داشت و نه مه پيكران را مىشناخت ، بلكه عشق سينهگداز او به سوى خاندان بنى هاشم ، شاخههاى درخت آزادى و انسانيت شعله مىكشيد . و همين شعلهها بود كه در خرمن هستى ستمگران روزگار در گرفته بود . قصيدهى بائيه از قصايد مشهور هاشميّات ، قصيدهى بائيه است در 140 بيت . اينك چند بيت از آن